سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

484

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

مىجويند . نواب فقير محمد خان نزد وى رفت و موضوع را بيان كرد . او گفت : من در لكنهو هستم ، مردم نصيرآباد چطور حكم مرا قبول خواهند كرد ؟ گفتن من بىفايده خواهد بود . سپس به خان گفت . بدعت براى مدت كوتاه خوب است يا زياد ؟ جواب داد . كوتاه . وى گفت اگر دسته از محلهء قضيانه عبور نكند از راه بزرگترى عبور خواهد كرد و آن وقت شيعيان براى مدت طولانىترى تبرا خواهند جست و در اين صورت مسبب اين كار شما خواهيد بود ! يك روز پادشاه مولانا را به حضور طلبيد و تصميم گرفت كه به او احترام نگذارد در آنجا دو عدد صندلى وجود داشت . شاه خود روى يك صندلى نشست و قلمدان خود را نيز روى ديگر گذاشت . وى آمد و در نزديكى در با صداى بلند يا اللّه گفت . شاه به محض شنيدن اين صدا از جا برخاست و قلمدان خود را برداشت و روى صندلى نشست . آنگاه شاه پس از چند سؤال بىمورد ، وى را مرخص كرد ، ولى بعد از رفتن سلطان العلماء مدتى سردرگريبان فروبرده و در فكر فرو رفت . يكى از اطرافيان سبب ناراحتى را پرسيد . شاه گفت : من فكر كرده بودم كه به وى احترام نگذارم ، اما به محض اينكه وارد شد ، گويى يك نفر مرا از پهلو گرفت و بلند كرد ، حالا فهميدم كه بىشك اين سيد ، برحق و واجب التعظيم است . همين پادشاه زمانى عصبانى شده بود ، فرمان داد تا خانهء سيد العلماء را به توپ ببندند ، مأمور مربوط يك توپ را به طرف خانهء سيد و توپ ديگرى را به طرف قصر شاهى هدف قرار داد . شاه هنگامى كه اين عمل را مشاهده كرد ، سبب را پرسيد : مأمور توپ عرض كرد : تو پادشاه دنيا هستى ، اما سيد پادشاه دين است . بنابراين اگر قرار باشد كه خانهء سيد را از بين ببرم ، پس قصر شاهى را هم نابود مىكنم . پادشاه عقيدهء او را تقديس كرد و به او خلعت داد . سلطان العلماء بعد از گذراندن عمر طولانى در خدمت دين در سن بيش از هشتاد و پنج‌سالگى كه شب پنجشنبه 22 ربيع الاول 1284 ه ق در لكنهو وفات يافت و در حسينيهء غفران مآب به خاك سپرده شد . ادبا و شعراى كشور دربارهء او مراثى فراوان سرودند و مصنفان نيز شرح حال زندگىاش را نوشتند . ( مولانا آقا مهدى بتازگى كتابى به نام « تاريخ سلطان العلماء » نوشته است ) . فرزندان او عبارتند از : سيد محمد باقر ؛ سيد محمد صادق ؛ سيد محمد مرتضى ؛ سيد محمد عبد اللّه كه وى نويسندهء خلاصة الاعمال و سبيل النجاة بود ؛ سيد بنده حسن ؛ سيد على اكبر ؛ سيد على محمد ؛ سيد غلام حسين و سيد محمد على . تصانيف او عبارتند از : ضربت حيدريه ( دو جلد ) ؛ در جواب شوكت عمريه ؛ طعن